واژه طلاق از ریشه عربی و به معنی «گشودن گره» و «رها کردن» است و در فقه اسلامی «زائل کردن قید ازدواج با لفظ مخصوص» تعریف می‌شود. در حقوق نیز طلاق به معنی پایان دادن شرعی و قانونی ازدواج و جدایی طرفین از یکدیگر می باشد که در نتیجه آن حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یک دیگر از بین می‌رود. طلاق زمانی رخ می دهد که استحکام ازدواج از بین می‌رود و میان زوجین تنش و ناسازگاری به وجود آمده است که ناشی از عوامل متعدد می باشد.باید توجه داشت که حقوق ایران در قانون مدنی پیرو فقه امامیه بوده و به همین جهت طلاق یکی از حقوق مرد شناخته شده،از این رو بر خلاف نکاح که عقد می باشد،ماهیت طلاق ایقاع است.اما طبق قوانین فعلی زن هم در شرایطی می تواند از دادگاه تقاضای حکم طلاق کند و یا می توانند باهم برای طلاق توافق کنند.لازم به ذکر است دعاوی طلاق از اصلی ترین دعاوی طرح شده در دادگاه های خانواده می باشد.از خدمات مرتبطی که در دفترخونه با توجه به نیاز جامعه انجام می شود :تنظیم وکالت طلاق،امور بخشیدن مهریه،گرفتن حضانت،اقرار مهریه،حضانت فرزند و… می باشد .تنظیم وکالت طلاق در دفترخونه باید انجام شود و معمولا تنظیم وکالت طلاق به تنهایی انجام نمی شود و به صلاحدید سردفتر اسنادی مکمل وکالت طلاق خواهد بود

امور طلاق،وکالت طلاق،بخشیدن مهریه،گرفتن حضانت،اقرار مهریه،حضانت فرزند
امور طلاق،وکالت طلاق،بخشیدن مهریه،گرفتن حضانت،اقرار مهریه،حضانت فرزند

ماهیت طلاق

واژه طلاق از ریشه عربی و به معنی «گشودن گره» و «رها کردن» است و در فقه اسلامی «زائل کردن قید ازدواج با لفظ مخصوص» تعریف می‌شود. در حقوق نیز طلاق به معنی پایان دادن شرعی و قانونی ازدواج و جدایی طرفین از یکدیگر می باشد که در نتیجه آن حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یک دیگر از بین می‌رود. طلاق زمانی رخ می دهد که استحکام ازدواج از بین می‌رود و میان زوجین تنش و ناسازگاری به وجود آمده است که ناشی از عوامل متعدد می باشد.باید توجه داشت که حقوق ایران در قانون مدنی پیرو فقه امامیه بوده و به همین جهت طلاق یکی از حقوق مرد شناخته شده،از این رو بر خلاف نکاح که عقد می باشد،ماهیت طلاق ایقاع است.اما طبق قوانین فعلی زن هم در شرایطی می تواند از دادگاه تقاضای حکم طلاق کند و یا می توانند باهم برای طلاق توافق کنند.لازم به ذکر است دعاوی طلاق از اصلی ترین دعاوی طرح شده در دادگاه های خانواده می باشد.

از آن جا که مبحث طلاق به روابط بین اشخاص می پردازد،جایگاه آن را باید در قانون مدنی جست.
قانون گذار در فصل دوم و مواد ۱۱۳۳ الی ۱۱۴۹ قانون مدنی به مبحث طلاق پرداخته و مباحث کلی و جزیی آن را توضیح داده است.البته در تکمیل مباحث مربوط به طلاق نیز قوانین دیگری همچون قانون حمایت از خانواده تصویب گشته که مواردی فراوانی از جمله طلاق توافقی در آن مطرح گشته است.و جنبه کیفری آن نیز در قانون مجازات اسلامی موضوع بحث قرار گرفته است.

طلاق در قانون ایران

دلائل طلاق

پایان یک زندگی مشترک می تواند دلایل متعددی داشته باشد.باید پذیرفت همیشه تمام ازدواج‌ها موفق نیستند. گاهی برخی از آن‌ها به دلایل مختلفی با شکست مواجه می‌شوند و به طلاق ختم می‌شوند. اما شکست در ازدواج به معنی پایان زندگی نیست. از طرفی ممکن است طرفین به طور قانونی از هم جدا نشوند اما نسبت به یکدیگر کشش و دلبستگی نداشته باشند. در این صورت، باز هم هر دو از هم جدا شده‌اند. فقط این جدایی جنبه قانونی پیدا نکرده است. که به آن طلاق عاطفی نیز می گویند.ما مهم ترین دلایلی که منجر به طلاق می شودرا در این جا جمع آوری نموده ایم:

    • مشکلات مالی
    • خیانت
    • تفاوت دیدگاه ها و سلایق
    • انتظارات غیرواقع‌گرایانه طرفین
    • ازدواج های زود هنگام
    • اعتیاد به مواد مخدر
    • تفاوت سنی زیاد
    • ناسازگاری جنسی
    • بیماری های جسمی و روحی

انواع و اقسام طلاق

باید توجه داشت که بر اساس ماده ۱۱۳۹ قانون مدنی طلاق فقط مخصوص عقد دائم می باشد که پس از اجرای صیغه‌ی طلاق اثرات آن جاری می شود.و ازدواج موقت به خودی خود پس از انقضا مدت توافق شده میان طرفین یا بذل آن از طرف مرد از بین می رود.درباره انواع طلاق نیز باید گفت بنا به گفته قانون مدنی در ماده ۱۱۴۳ طلاق به دو نوع:بائن و رجعي تقسیم گشته است.

۱. طلاق بائن

طلاق بائن به نوعی از طلاق اطلاغ می‌شود که در آن بعد از طلاق مرد حق رجوع و بازگشت به زن را ندارد. درواقع تنها راه برگشت دوباره‌ی مرد، ازدواج مجدد و خواندن خطبه‌ی عقد از ابتداست. پس مهریه از ابتدا مشخص خواهد شد و شروط ضمن عقد نیز تغییر خواهند کرد. طلاق بائن در چهار حالت اتفاق می‌افتد.؛
در این خصوص قانون مدنی در ماده ۱۱۴۵ بیان داشته است که طلاق در مواردی بائن محسوب می‌شود:
• زمانی که طلاق قبل از وقوع نزدیکی واقع شود.
• هنگامی که زن یائسه باشد.
• طلاق از نوع خلع و مبارات تا زمانی که زن رجوع به‌عوض نکرده باشد.
• سه طلاق که بعد از سه وصلت پیاپی شکل گرفته باشد حال می‌خواهد این وصلت ناشی از رجوع و یا نکاح جدید باشد.

قانون گذار در ماده ۱۱۴۶ قانون مدنی شکل دیگری از طلاق را مطرح نموده است که به طلاق خلع شناخته می شود به گفته این ماده قانونی: طلاق خُلع آن است كه زن بواسطه كراهتي كه از شوهر خود دارد در مقابل مالي كه بشوهر مي‌دهد طلاق مي گيرد اعم از اينكه مال‌ مزبور عين مَهر يا معادل آن و يا بيشتر و يا كمتر از مَهر باشد. درکل این نوع طلاق زمانی رخ می‌دهد که زن دیگر علاقه‌ایی به همسرش نداشته باشد اما مرد مایل به طلاق دادن نباشد.
ماده ۱۱۴۷ نیز در تعریف طلاق مُبارات اعلام میدارد که این نوع طلاق زمانی رخ می دهد كه كراهت از طرفين باشد ولي در اين صورت عِوَض بايد زائد بر ميزان مَهر نباشد.یعنی ثابت گشته طرفین نسبت به هم بی علاقه می باشند و شرط طلاق این است که میزان مالی که زن به مرد می بخشد بیشتر از میزان مهریه نباشد.همانطور که در سطور بالا اشاره شد،این دو خودشان از انواع طلاق بائن بوده و به همین سبب پس از طلاق مرد حق بازگشت و رجوع به زن را نخواهد داشت.

 

باید توجه داشت که بر اساس ماده ۱۱۳۹ قانون مدنی طلاق فقط مخصوص عقد دائم می باشد که پس از اجرای صیغه‌ی طلاق اثرات آن جاری می شود.و ازدواج موقت به خودی خود پس از انقضا مدت توافق شده میان طرفین یا بذل آن از طرف مرد از بین می رود.درباره انواع طلاق نیز باید گفت بنا به گفته قانون مدنی در ماده ۱۱۴۳ طلاق به دو نوع:بائن و رجعي تقسیم گشته است.

۲.طلاق رجعی

قانونگذار در ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی اعلام کرده است: مرد مي تواند با رعايت شرايط مقرر در اين قانون با مراجعه به دادگاه تقاضاي طلاق همسرش را بنمايد.اما در عین حال این نوع طلاق به مرد اجازه‌ی بازگشت به زن را می‌دهد. در واقع در طول بازه‌ی عده، مرد هر زمانی که بخواهد می‌تواند به زن رجوع کند و او نمی‌تواند از این بازگشت سر باز بزند و باید وظایف زناشویی خود را به جا بیاورد. عده از نظر قانون ۳ ماه و ۱۰ روز بعد از طلاق است.
زمانی که مردی تصمیم رجوع به زن خود را دارد، ازدواج بدون نیاز به خواندن خطبه‌ی عقد و نکاح مجدد از سر گرفته می‌شود و دو نفر می‌توانند با هم زندگی کنند. هیچ قراردادی نمی‌تواند این حق را از مرد در طلاق رجعی بگیرد.
در زمان عده، زن نمی‌تواند با مرد دیگری ازدواج کند و بایستی این مدت به طور کامل سپری شود. شرایط ازدواج آن‌ها نیز طبق همان چیزی که در ازدواج اول ثبت شده بود، ادامه می یابد در زمان عده مرد باید تمامی حق و حقوق زن را بپردازد.همچنین اگر مرد یا زن از دنیا بروند، از یک دیگر ارث می برند.این نوع از طلاق بیشتر دعاوی مربوط به طلاق را در دادگاه ها شامل می شود.

انواع و اقسام طلاق

اصولا تصمیم به طلاق همانند نکاح تصمیمی دو طرفه است و طرفین باید به این نتیجه برسند که ادامه زندگی مشترک اممکان پذیر نیست تا برای آن اقدام نمایند اما گاه پیش می آید یکی از زوجین به صورت یک طرفه قصد جدایی دارد و مایل به ادامه زندگی مشترک نیست که بر این اساس اقدام به طلاق می نماید.بر این اساس این مقوله را می توان به سه شکل دسته بندی کرد که شامل :

۱.طلاق به اراده مرد
۲.طلاق به در خواست زن
۳.طلاق با توافق زوجین

۱.طلاق به اراده مرد

همان طور که در قانون هم آمده،در صورتی که مرد خواهان جدایی باشد قانون این امکان را داده که زن را طلاق دهد. طبق ماده‌ی ۱۱۳۳ قانون مدنی، مرد می تواند هر زمانی که بخواهد می‌تواند همسر خود را طلاق دهد. البته برای این که ظلم و بی عدالتی واقع نشود دادگاه از مرد دلایل قابل قبولی برای طلاق طلب می کند.اما به هرحال مرد می‌تواند در هر لحظه که بخواهد از همسر خود جدا شود که البته لازمه آن این است که تمامی حق و حقوق زن همانند مهر او را بپردازد.لازمه طلاق با اراده مرد طی کردن مراحل قانونی است که بهتر است با همراهی وکیل دادگستری انجام پذیرد تا از وقوع مشکلات احتمالی جلوگیری شود.این مراحل به صورت خلاصه شامل مراحل زیر می شود :
• تنظیم دادخواستی مبنی بر درخواست طلاق نزد وکیل به‌صورت تخصصی
• ثبت درخواست طلاق در سامانه‌ ثنا
• تعیین وقت رسیدگی به موضوع مطروحه توسط دادگاه
• ارجاع دادگاه به مشاور و داوری جهت حل اختلاف زوجین
• تعیین تکلیف نسبت به مهریه و سایر مطالبات مالی زن
• صدور گواهی عدم امکان سازش توسط دادگاه که برای سه ماه اعتبار دارد.
• مراجعه به یکی از دفاتر طلاق و ثبت آن

 

۲.طلاق به درخواست زن

در صورتی که درخواست طلاق داشته باشد، مسیر جدایی دشوارتر و پیچیده‌تر می باشد. زیرا قانون طلاق را حقی مختص مرد برشمرده است.مگر آن که زن در هنگام ازدواج وکالت در طلاق را که به (حق طلاق) مشهور است را طبق ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی از مرد اخذ کرده باشد.در غیر این صورت در دادگاه‌ها برای این که این روند ساده‌تر و قبل اجرا باشد،قانون گذار ماده‌ی ۱۱۴۶ قانون مدنی را پیش بینی کرده است. این ماده می‌گوید: طلاق خلع آن است که زن به واسطه کراهتی که از شوهر خود دارد در مقابل مالی که به شوهر می‌دهد طلاق بگیرد اعم از این که مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد.
در صورتی که مرد تمایل به طلاق دادن زن نداشته باشد، مسیر پیش روی زن باز هم دشوارتر می‌شود. زن حق طلاق ندارد و مانند مرد نمی‌تواند زندگی را پایان دهد. بلکه برای طلاق باید مدارکی ارائه دهد و دلایلی محکم داشته باشد.که مهمترین آن ها که ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی نیز به آن اشاره داردمربوط به خوداری یا ناتوانی شوهر از پرداخت نفقه همسرش می باشد که در این صورت زن می تواند به استناد آن برای طلاق به دادگاه رجوع کندو قاضی بنا به اختیاری که قانون به او داده است،در صورت صحت آن مرد را اجبار به طلاق می نماید برخی دیگر از دلایل که تحت عنوان عسر وحرج در ماده ۱۱۳۰قانون مدنی آمده است شامل موارد زیر می شود :

• اعتیاد مضر مرد به مواد مخدر
• بیماری ناعلاج شوهر
• بیماری مقاربتی شوهر
• بچه دار نشدن مرد
• ترک زندگی توسط مرد
• ازدواج مجدد بدون رضایت زن اول
• محکومیت مرد به زندان بالای ۵ سال یا ارتکاب به جرایمی که بر خلاف شان زن می باشد
• سورفتار و سو معاشرت ( ضرب و جرح، توهین،… )
• عدم تهیه مسکن برای مدت غیر متعارف
• اثبات خیانت همسر در دادگاه
• کراهت شدید زن نسبت به شوهر
• بلاتکلیف و رها کردن زن
• نداشتن رابطه جنسی برای مدت غیر متعارف یا نوع غیر متعارف
• مشکلات زناشویی ناشی از عیوب مرد
• رابطه جنسی غیر متعارف
• با شرایطی دوری طولانی زوجین از همدیگر
• رابطه نامشروع شوهر با دیگری…

3.طلاق توافقی

این نوع طلاق همان طور که از اسمش هم پیداست با توافق و تراضی طرفین انجام می پذیرد.اما به علت طولانی بودن پروسه طلاق و زمان‌بر بودن آن، معمولا بسیاری از زوجین پیش از مراجعه به دادگاه با کمک وکلا خود به توافق‌هایی می‌رسند . با توجه به پیچیده بودن و زمانبر بودن مراحل طلاق توافقی، بسیار از زوجین تصمیم می‌گیرند که به یک وکیل طلاق توافقی یا موسسه حقوقی وکالت دهند، تا بدون نیاز به حضور آنها در هیچ مرحله ای، طلاق توافقی در زمان کوتاه‌تری انجام شود.توجه داشته باشید بدون راهنمایی های وکیل بعید است طرفین به توافق زود هنگام دست یابند.
در صورتی که بر سر مسائلی چون مهریه، نفقه، حق حضانت کودکان و تقسیم دارایی‌های زندگی مثل جهیزیه توافق شد مسیر بسیار ساده تر است. در این صورت دادگاه سریع‌تر پروسه طلاق را قطعی و رسمی می‌کند.در این صورت طرفین به وکیل مراجعه کرده و پس از مشاوره و فراهم شدن توافق دادخواست طلاق را در سامانه ثبت کرده و پس از آن برای جلسه دادگاه آماده می شوند.دادگاه نیز با تراضی زوجین حکم عدم امکان سازش را صادر می نماید و طرفین کافیست آن را در دفاتر طلاق ثبت نمایند.معمولا طلاق توافقی با تنظیم وکالت طلاق از شوهر به زوجه انجام می شود تا زوجه خود برای انجام طلاق به محاکم مراجعه کند.

 

سند ازدواج

شناسنامه و کار ت ملی زوج و زوجه

شناسنامه فرزند(برای وکالت حضانت)

مدارک مورد نیاز برای تنظیم اسناد مربوط به طلاق

اموری که باید قبل از طلاق در دفترخونه انجام شود

قبل از آنکه به توضیحاتی در مورد تنظیم وکالت طلاق یا همان مفهوم اصطلاحی حق طلاق بپردازیم تذکر این نکته لازم است که براساس شرع و قانون ما حق طلاق به مردان اختصاص دارد . به این معنا که یک مرد می تواند با ادای دیون خود به زن و پرداخت مهریه و حقوق قانونی او بدون داشتن عذر موجه و حتی بدون رضایت همسرش او را طلاق دهد .

اما زنان تنها به موجب معاذیری که قانون آن ها را برای طلاق موجه می داند ، می توانند درخواست طلاق کنند . برای آنکه این تبعیض کمی تعدیل شود ، گاهی زن و شوهر با یکدیگر به توافق می رسند که این حق برای هر دوی آن ها به رسمیت شناخته شود . در واقع مرد می پذیرد که به همسر خود برای طلاق وکالت دهد .

در پاسخ  به اینکه وکالت در طلاق یا حق طلاق چیست ؟ باید گفت که : وکالت در طلاق یا حق طلاق بدین معناست که مرد می تواند به همسر خود وکالت دهد که از جانب او در دادگاه حضور پیدا کرده و با عنوان وکیل مرد از او طلاق بگیرد . در این طلاق زن حتما باید یک وکیل دادگستری انتخاب نمایید . 
در واقع زن با داشتن وکالت در طلاق می تواند در هر زمان و تحت هر شرایطی خود را به هر نوع طلاقی که بخواهد مطلقه کند و زوجه زن ) می تواند مهریه خود را بگیرد و یا ببخشد .

در پایان این بخش، لازم به ذکر است که ابطال حق طلاق یا وکالت در طلاق، در صورتی که وکالت در طلاق، ضمن یک عقد لازم، مانند عقد نکاح، به زن داده نشده و همچنین، در حالتی که وکالت داده شده، از نوع وکالت بلاعزل نباشد، برای موکل(شوهر)، امکان پذیر می باشد. بدین منظور، شوهر باید عزل وکیل(زن) را در اسرع وقت، به وی اطلاع داده و جهت ابطال سند وکالت، به دفترخانه مربوطه مراجعه نماید.

روش های اعطای حق طلاق به زوجه

اعطای وکالت طلاق یا حق طلاق به زوجه بدین معنا نیست که مرد حق دادن طلاق را از خودش سلب کرده است بلکه این اختیار را به همسرش نیز داده است . به بیان دیگر در این صورت هم مرد حق طلاق خواهد داشت و هم زن در صورت تمایل یا بروز اختلافات می تواند بدون نیاز به رضایت همسرش طلاق بگیرد .توجه داشته باشید در تنظیم وکالت طلاق معمولا با توافق و تراضی طرفین اقدام به تنظیم وکالت طلاق میکنند، اما در قبال آن زوجه با بخشیدن مهریه یا گرفتن وکالت حضانت فرزند و… نسبت به تنظیم وکالت طلاق اقدام می کنند که در مشاوره های مربوطه  با متخصصین ما ،مشخص می شود که چه اسنادی باید تنظیم شود.

روش های تنظیم وکالت طلاق که مرد می تواند به دو صورت این حق را به  زوجه بدهند عبارتند از  : 

در شروط ضمن عقد نکاح : بدین معنا که در زمان نکاح در سند ازدواج این شرط بیان شود .

از طریق تنظیم وکالت طلاق : بدین صورت که زوج در دفترخانه اسناد رسمی حاضر گردد و به زوجه خود وکالت طلاق بدهد . 

لازم به ذکر است که شرط ضمن عقد نکاح برخلاف تصور عامه مردم برای کسب،تنظیم وکالت طلاق کفایت نمی کند و حتما باید در ضمن یک سند رسمی در دفترخونه نیز قید شود . 

مدارک لازم جهت تنظیم وکالت طلاق:

  • کارت ملی زوجین
  • شناسنامه زوجین 
  • سند ازدواج 
  • استعلامات مربوطه

وکالت طلاق

وکالت حضانت فرزند

یکی از موارد کاربرد وکالت بلاعزل ، وکالت بلاعزل حضانت فرزند است که گاهی یکی از والدین به دیگری وکالت می دهد که در زمانی که طبق قانون مسئولیت حضانت فرزند بر عهده وی می باشد این مسئولیت و اختیار را به طرف دیگر واگذار کند حضانت فرزند به طور قهری با ولی که پدر یا جد پدری می باشد و حضانت فرزند به مادر واگذار می شود . به عنوان مثال : حضانت فرزند دختر تا هفت سالگی با مادر است و مادر می تواند در این مدت به پدر فرزند وکالت بلاعزل بدهد تا در این مدت اختیار حضانت فرزند به او واگذار شود . و همچنین است در مورد حضانت فرزند دختر بعد از هفت سالگی که تا سن ۹ سالگی با پدر است و پدر کودک می توان این مدت از حضانت فرزند را با تنظیم وکالت طلاق به مادر طفل واگذار کند حضانت فرزند با مادر باشد معمولا وکالت حضانت فرزند در مواردی انجام می پذیرد که پدر یا در زندان است یا کار او به طوری است که نمیتواند به امور فرزند رسیدگی کند و در مهمترین مورد زوج یا همان مرد با تنظیم وکالت طلاق به زوجه وکالت حضانت فرزند را نیز به او میدهد تا حضانت فرزند با مادر باشد. 

نحوه اعطای وکالت بلاعزل در حضانت فرزند

زوجین باید برای اعطای وکالت بلاعزل حضانت فرزند در دفترخونه حضور پیدا کنند . در واقع وکالت بلاعزل سندی است که در دفترخونه  تنظیم می شود و حضانت فرزند را از پدر یا جد پدری به مادر منتقل می کند و حضانت فرزند ازین پس با مادر می باشد اما در این نوع از وکالت که وکالت حضانت فرزند یا وکالت حضانت نام دارد باید به موارد و نکاتی توجه شود که توسط متخصصین دفترخونه آن ها بررسی می شود ،رضایت ولی برای خروج از کشور و گرفتن پاسپورت ،رضایت ولی برای امور تحصیلی و کاری ،رضایت ولی برای ازدواج و…. از جمله این موارد هستند که باید در وکالت حضانت فرزند بررسی شوند و در آینده از مشکلات احتمالی جلوگیری شود.
وکالت بلاعزل حضانت فرزند بعد از اتمام سن حضانت فرزند دیگر قابلیت اجرا ندارد و فرزند می تواند انتخاب کند که با چه کسی می خواهد زندگی کند . 

یکی از مواردی که در میان شیعیان مسلمان، به عنوان یک حق و امکان برای مردان در نظر گرفته شده است، حق داشتن چهار همسر به واسطه عقد ازدواج دائم و هر تعداد همسر، به واسطه عقد موقت است و البته، این امر، منوط بر این است که مرد بتواند، تساوی را میان همسرانی که به عقد دائم یا موقت، به نکاح او درآمده اند، رعایت کند و عدالت را در هم در رفتار و هم در امور مالی و اقتصادی، میان آن ها برقرار سازد.

با وجود امکان و حق ازدواج مجدد برای مردان، بدون اینکه همسر اول خود را طلاق داده باشند، قانون گذار، برای ازدواج دوم مردان، اجازه و اذن همسر اول را لازم می داند و علی رغم اینکه ازدواج دوم مرد، بدون اذن همسر اول، از حیث شرعی، صحیح خواهد بود، اما، مرد را با تبعات قانونی سنگینی، مواجه خواهد کرد.

رضایت ازدواج مجدد

رضایت خروج از کشور

طبق ماده ۱۸ قانون گذرنامه، زنان متأهل برای دریافت گذرنامه نیاز به اجازه کتبی همسر خود دارند. البته مرد می‌تواند به همسر خود وکالت خروج از کشور بدهد. به این معنا که دیگر نیازی به اجازه شوهر برای دریافت پاسپورت وجود ندارد.

قانون اجازه خروج زن متاهل از کشور

همانطور که اشاره شد زن برای خروج از کشور و دریافت گذرنامه یا پاسپورت به اجازه کتبی شوهر نیاز دارد. خیلی اوقات ممکن است مرد از این شرایط سوء استفاده کرده و زندگی همسر خود را به نوعی مختل کند. برای مثال زن برای مسائل درمانی، ورزشی یا بازدید اقوام قصد خروج از کشور را دارد اما مرد به دلیل مشکلاتی که با همسر خود دارد، وی را ممنوع الخروج می‌کند.

زن در چه صورتی نیاز به اجازه‌ خروج همسر ندارد؟

قانون شرایطی را برای زنان در نظر می‌گیرد که در این صورت نیازی به اجازه شوهر برای خروج از کشور نخواهند داشت. در ادامه لیستی از این موارد را برای شما عزیزان آماده کرده ‌ایم.

  • در صورتی که زن ایرانی با مرد خارجی ازدواج کرده باشد و زن هنوز تابعیت ایرانی داشته باشد، برای خروج از کشور نیازی به اجازه شوهر ندارد.
  • زمانی که شوهر در خارج از کشور باشد و زن نیز قصد خروج از کشور را داشته باشد برای این کار نیازی به اجازه همسر نیست.
  • اگر زن پیش از ازدواج گذرنامه خود را دریافت کرده باشد و هنوز مهلت آن به پایان نرسیده باشد برای خروج نیازی به اجازه شوهر ندارد. اما زمانی که قصد تمدید پاسپورت را داشته باشد، به اجازه کتبی همسر نیاز است.
  • در صورتی که این مورد جزء شرایط ضمن عقد باشد نیز زن می‌تواند در هر زمانی گذرنامه جدید را بدون اجازه شوهر دریافت کند. منظور از شرایط ضمن عقد، حق و حقوقی است که زنان در ابتدا از شوهر برای باقی زندگی دریافت می‌کنند. از این حقوق می‌توان به حق طلاق و حق خروج از کشور اشاره کرد.
  • اجازه خروج از کشور فقط برای ازدواج دائمی مطرح است. به این معنی که در ازدواج‌های موقت، زن نیازی به اجازه مرد نخواهد داشت.
  • مورد آخر آنکه اگر زن قصد سفر کاری یا مأموریت یا دیدن اقوام را داشته باشد می‌تواند بدون اجازه شوهر از کشور خارج شود. البته در این حالت نیازمند اثبات و مراحل قانونی نیز می‌شود. بنابراین اگر قصد این کار را دارید بهتر است پیش از هر چیز با یک وکیل دادگستری مشورت‌های لازم را داشته باشید. به این منظور نیز می‌توانید با دادسو تماس بگیرید یا از مشاوره واتس اپی بهره مند شوید.

شیوه‌ اخذ اجازه خروج از کشور

پیش تر شرح دادیم که اگر زن در زمان عقد شروطی مانند حق اجازه خروج همسر را تنظیم کند، در ادامه زندگی مشترکشان دیگر نیازی به اجازه شوهر برای خروج از کشور نخواهد داشت. می‌توان گفت این روش بهترین راه است. زیرا در همان ابتدا تکلیف مواردی که در آینده احتمالاً چالش ایجاد کند، مشخص می‌شود.

روش دیگری که برای این کار وجود دارد آن است که زن و مرد به یکی از دفاتر اسناد رسمی مراجعه کرده و در آنجا مرد وکالت خروج از کشور را به همسرش بدهد.

همانطور که در این مطلب خواندید، طبق قوانین گذرنامه، زن برای خروج از کشور نیاز به اجازه کتبی شوهر دارد. البته استثناهایی برای این شرایط وجود دارد که با آنها آشنا شدید. با توجه به این که این قانون می‌تواند برای زنان مشکل ساز شود، پیشنهاد می‌شود که آن را جزء شروط ضمن عقد تنظیم کنید.

البته این حق پس از ازدواج و مراجعه به دفتر اسناد رسمی و دادن وکالت از طرف مرد امکان پذیر است.  در آخر نیز باید بدانید که دختران مجرد زیر ۱۸ سال برای خروج از کشور نیاز به اجازه پدر یا جد پدری دارند.

حق مسکن زوجه چیست ؟ و چه نکات مهمی دارد ؟ 

زن باید در منزلی که شوهر برای او تعیین می‌کند، سکونت نماید مگر اینکه مرد به زن اختیار و حق تعیین منزل داده باشد. در مواردی که شرط توافق در محل انتخاب سکونت برای زوجه مقرر شده است. و چنین توافقی حاصل نشود، دادگاه تعیین تکلیف خواهد کرد. و بعد از تعیین محل توسط دادگاه اگر زوجه در محل تعیین شده سکونت نکند ناشزه محسوب می‌شود.

منزل خلاف شأن زن

اگر منزلی که مرد برای زن تدارک دیده مناسب شئونات زوجه نباشد، زن می‌تواند الزام مرد به تهیه مسکن مناسب برای خود را از دادگاه درخواست نماید. زیرا زن بر مرد حق نفقه دارد و مهمترین مصداق نفقه نیز مسکن وی است و از طرف دیگر ملاک تعیین نفقه مناسبت آن با شئونات فردی و اجتماعی زن است.

در صورت اختلاف بین زن و شوهر در مورد مناسب بودن یا نبودن محل تهیه شده توسط مرد، این مورد به کارشناس ارجاع می‌شود. و تصمیم نهایی در این مورد با دادگاه خواهد بود. البته باید توجه داشت که نداشتن منزل و مکان برای جادادن عیال خود امتناع از نفقه‌ای که موجب مجازات باشد محسوب نخواهد شد.

شرط انتخاب حق مسکن زوجه

اگر زن حق انتخاب مسکن نداشته باشد، هر محلی که شوهر تعیین می‌کند. (البته باید متناسب با شئونات زن باشد) زن مکلف است در آنجا زندگی کند. و در صورت امتناع، مرد می‌تواند دعوای الزام به تمکین را در دادگاه مطرح کند.

حق انتخاب مسکن تنها منوط به انتخاب محل شهر نیست. بلکه تعیین محل سکونت و حتی منطقه و خیابان و کوچه و حتی منزل هم با زوجه خواهد بود. اگر حق تعیین مسکن با زن است، زن دیگر لازم نیست در منزلی که مرد تعیین کرده زندگی کند و خروج از منزل و اصرار به تعیین منزل، دیگر از مصادیق ناشزه بودن نیست.

مسکن جداگانه زن و دریافت نفقه

طبق قانون اگر بودن زن و شوهر در یک منزل، متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد، زن میتواند مسکن جداگانه‌ای اختیار کند. و اگر احتمال چنین ضرری در دادگاه اثبات شود. دادگاه حکم بازگشت به منزل شوهر را نخواهد داد. تا زمانی که زن در بازگشتن به منزل شوهر معذور است. و امنیت جانی‌، مالی و حیثیتی ندارد، نفقه وی برعهده شوهر است.

ممانعت از ورود زن به خانه

مردی که قفل در خانه را عوض کند و اجازه ندهد همسرش به خانه بیاید. چنین اقداماتی خلاف قانون و مصلحت خانواده میباشد. زیرا مرد مطابق قانون مکلف به تهیه مسکن برای زن میباشد.

نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه‌های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض. بنابراین عدم تأمین این نیازها دارای ضمانت اجراهای گوناگونی خواهد بود. از همین روی ماده ۵۳ قانون حمایت خانواده مصوب۱۳۹۱ بیان می‌دارد که هرکس با داشتن استطاعت مالی، نفقه زن خود را در صورت تمکین او ندهد. یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب‌النفقه امتناع کند به حبس تعزیری درجه شش محکوم می‌شود. از طرف دیگر از این بابت زن در رنج و مشقت(عسر و حرج) قرار می‌گیرد. فلذا می‌تواند اقدام به طلاق بواسطه عسر و حرج نماید.

رضایت انتخاب مسکن

رضایت اشتغال زوجه

در حالت کلی شوهر می تواند با توجه به شرایطی که در قانون ۱۱۱۷ قانون مدنی اعلام گردیده از اشتغال همسر خود جلوگیری کند، البته قابل ذکر است که اختیارات شوهر در این مورد به مصالح خانوادگی و حیثیت زن و یا مرد ارتباط دارد و در صورت اختلاف در این زمینه، دادگاه نیز با مد نظر قرار دادن رسوم اخلاقی و اجتماعی رای نهایی در مورد درست و یا غلط بودن تصمیم شوهر را صادر می کند.
متاسفانه در موارد زیادی در دادگاه خانواده مشاهده شده که اختلاف میان زوجین در این مورد شدت پیدا کرده و مرد برای مقابله با همسر خود در برابر دعوی نفقه و یا طلاق، اشتغال همسر خود را بهانه کرده و در این مورد اقدام به طرح دادخواست کرده است.
با توجه به اصل ۲۸ قانونی اساسی و ماده ۱۱۱۷ قانون مدنی که پیشتر به آن اشاره کردیم قانونگذار حق انتخاب شغل در صورتی که مخالف مصالح عمومی و حقوقی دیگران نباشد را برای تمام افراد جامعه آزاد گذاشته است لذا می توان گفت که اختیار شوهر در این مورد مطلق نیست.
البته در رسیدگی به این دعاوی در مراجع قضایی، قاضی نوع شغل زن و کلیه احوالات مرتبط با شغل را در نظر می گیرد. به عنوان مثال خانمی که در محیط زنانه اشتغال دارد و ساعات کاری او به گونه ای است که هیچگونه خللی در امور منزل و رسیدگی به فرزندان ایجاد نمی کند حکم به ندرت ممکن است به نفع شوهر صادر گردد.

شرایط ایجاد حق منع اشتغال زن برای شوهر

طبق ماده ۱۱۱۷ قانون مدنی مرد می تواند همسرش را از اشتغال در شغلی که برخلاف منافات ذیل باشد منع کند:

  • مصالح خانوادگی : در صورتی که اشتغال زن موجب ایجاد اختلال در زندگی خانوادگی شود به گونه ای که با مشکلات غیر قابل حل مواجه شود مرد می تواند طبق ماده ۱۰۸ و ۱۱۱۷ قانون مدنی مانع از اشتغال همسر خود در خارج از منزل گردد. به عنوان مثال خانمی که فرزند نوزاد دارد و اشتغال او در حیات و پرورش نوزاد تاثیر منفی داشته باشد قانون از ادعای همسر او حمایت کرده و حکم عدم اشتغال زن را صادر می کند.
  • حیثیت زن یا مرد : منظور از حیثیت آبروی خانواده است که قانون به عنوان سرمایه اجتماعی به آن اشاره کرده و حمایت می کند. به عنوان مثال به برخی مشاغل مانند دست فروشی که با جایگاه اجتماعی برخی از خانواده ها منافات دارد می توان اشاره کرد. البته در پاسخ به این سوال که آیا شاغل شدن زن در گرو رضایت شوهر است؟ باید گفت که شوهر تنها می تواند همسر خود را در اشتغال به برخی مشاغل مشخص و خاص منع کند و مطابق با اصل قانون اساسی زنان این حق را دارند که در مشاغل آزاد فعالیت داشته باشند.

اقرار به دریافت مهریه قابل استناد از سوی زوجه در دفترخانه اسناد رسمی صورت می گیرد. بر اساس چنین اقراری دادگاه خانواده با مطالبه گری زوجه تصمیم می گیرد.عبارت است از اینکه شخص به ضرر خود و به نفع دیگری اخبار بر امری نماید.

اقرار در مهریه

اقرار عبارت است ازاینکه شخص به ضرر خود و به نفع دیگری اخبار بر امری نماید. طبق قانون مدنی ایران مهم ترین و اولین دلیل اثبات دعوی که به ام الدلایل معروف است، اقرار می باشد.

برخی اوقات، زن با دریافت مهریه اقرار نامه مبنی بر وصول تمام یا بخشی از آن در دفترخانه اسناد رسمی تنظیم می نماید و یعنی نسبت به بخشیدن مهریه اقدام کرده است . چون اقرارنامه در دفترخونه نزد سردفتر اسناد رسمی به عنوان مامور رسمی تنظیم شده از نظر دادگاه دارای اعتبار بالایی است.

با ارائه این سند از سوی زوج در دادگاه مطالبه مهریه، دعوی زوجه مردود می شود. مگر اینکه زن در خصوص سند رسمی ادعای جعل کند که مراتب بایستی ثابت شود. با وجود اقرارنامه رسمی در دعوی مهریه نیاز به دلیل دیگر نیست و زوجه به طور قطعی نسبت بخشیدن مهریه خود اقدام کرده است حال با توجه به نوع سند تنظیم شده از سوی دفترخونه باید دید آیا این بخشیدن مهریه توسط زوجه قابلیت نفی یا بزگشت را دارد یا خیر؟

اقرارنامه صوری

اقرار واقعه حقوقی است که صحت آن منوط به اهلیت و اراده سالم اقرارکننده می باشد.

ممکن است، اقرارنامه رسمی بطور غیرواقع و صوری تنظیم شده باشد. در این مواقع قصد باطنی زوجه اقرار به دریافت مهریه نیست. ممکن است در نتیجه حیله یا دروغگویی مرد چنین سندی تنظیم شده باشد و زوجه را با حیله و فریب یا بدلایل دیگر نسبت به بخشیدن مهریه قانع کرده باشد.

در این مورد زوجه که بخشیدن مهریه به ضررش است‌ باید کذب بودن ، غیرواقع بودن یا غلط بودن مندرجات سند رسمی را ثابت نماید. در غیر این صورت اجرای ثبت یا دادگاه بنا به ظاهر سند مطالبه مهریه را مردود اعلام می نمایند.‌

زوجه باید دعوی ابطال سند رسمی اقرار را در دادگاه حقوقی محل اقامت زوج اقامه نماید و اثبات نماید که این بخشیدن مهریه از حیله و فریب خوردگی بوده و گاهی، اقرار به دریافت مهریه به موجب سند عادی و یک دست نوشته می باشد. دادگاه به سند عادی اقرار به دریافت مهریه توجه نمی کند و بخشیدن مهریه تنها و تنها با سند رسمی میسر می شود.از جمله مواردی که در خصوص بخشیدن مهریه باید به آن توجه داشته باشید این است که نوع سند تنظیمی برای بخشیدن مهریه که معمولا به سه صورت :ابراء/بذل /اقرار به وصول است و اگر زوجین قصد جدایی متارکه را دارند تنها سند بخشیدن مهریه کافی نخواهد بود و باید در خصوص سایر حقوق نیز تصمیم گیری شود که در ادامه مفصلا به این موارد اشاره خواهیم کرد.

ماده ۱۲۵۹ قانون مدنی

اقرار عبارت از اخبار به حقی است برای غیر بر ضرر خود.

ماده ۱۲۷۶ قانون مدنی

اگر کذب اقرار نزد حاکم ثابت شود آن اقرار اثری نخواهد داشت.

ماده ۱۲۷۷ قانون مدنی

انکار بعد از اقرار مسموع نیست لیکن اگر مقر ادعا کند که اقرار او فاسد یا مبنی بر اشتباه یا غلط بوده شنیده میشود و همچنین است‌ در صورتی که برای اقرار خود عذری ذکر کند که قابل قبول باشد مثل اینکه بگوید اقرار به گرفتن وجه در مقابل سند یا حواله بوده که وصول نشده لیکن ‌دعاوی مذکوره مادامی که اثبات نشده مضر به اقرار نیست.

ماده ۱۲۶۲ قانون مدنی

اقرار کننده باید بالغ و عاقل و قاصد و مختار باشد بنابراین اقرار صغیر و مجنون در حال دیوانگی و غیر قاصد و مکره موثر نیست.

اقرار مهریه یا بخشیدن مهریه

اقرار به وصول مهریه

نوعی از اسناد اقرار نامه می باشد که به واسطه آن زوجه اقرار می کند که تمام مهریه یا بخشی از مهریه خود را در قبال چیزی (مسکن ،خودرو،سکه) دریافت نموده و دیگر ادعائی نسبت مهریه خود نخواهد داشت در واقع در اینجا بخشیدن مهریه در قالب اقرار به وصول مهریه باید همراه با اسناد پرداختی در خصوص مهریه باشد که توسط زوج پرداخت شده و گرنه هیچگونه اعتباری ندارد.

اقرار ابراء مهریه

در دادگاه های خانواده ابراء مهریه توسط زوجه یکی از شایع ترین اقداماتی است که انجام می شود. در پاسخ به سوال ابرا مهریه چیست باید بگوییم که در صورتی که زوجه بخواهد از شرایط بخشنامه جدید طلاق توافقی استفاده کند، از قابلیت ابرا مهریه در قبال حق طلاق استفاده کرده و اقدام به بخشیدن مهریه خود می کند و همه یا بخشی از مهریه خود را به زوج می بخشد. ابرا از مهریه در کلیه صورتجلسات مربوطه نوشته شده و به امضای طرفین می رسد. به عبارت بهتر در شرایطی که زوج حاضر به طلاق نباشد، زوجه با بخشیدن مهریه خود، کراهت خود از مرد را نشان می دهد. به این ترتیب در اقناع وجدان قاضی نیز تاثیر گذار خواهد بود.اقرار ابراء مهریه قابل بازگشت نخواهد بود و کلا تعهد را ساقط میکند انگار که اصلا وجود نداشته است و این بخشیدن مهریه قطعی است و معمولا،همانطور که در بالا گفته شد ،بخشیدن مهریه در قالب ابرا همراه با تنظیم وکالت طلاق از سوی زوج می باشد مگر جور دیگری توافق شده باشد البته در برخی مواقع بخشیدن مهریه همراه با گرفتن امتیازات دیگری از زوجه همراه است مانند گرفتن حضانت فرزند پس توجه داشته باشید در طلاق تنها تنظیم وکالت طلاق کافی نخواهد بود و علاوه بر تنظیم وکالت طلاق باید با مشورت با سردفتر اسناد دیگر مکمل تنظیم وکالت طلاق انجام بگیرد.

اقرار بذل مهریه

اگر بخواهیم ساده بیان کنیم اقرار بذل مهریه همان اقرار ابراء مهریه و بخشیدن مهریه است، با این تفاوت که در اقرار ابراء مهریه حق بازگشتی برای مهریه وجود ندارد و امکان ابطال اقرار مهریه وجود ندارد اما در اقرار بذل مهریه هرگاه زوجه قصد کند می تواند اقرار بذل مهریه خود را باطل کند و زوج را موظف به پرداخت آن کند.

اقرار سایر حقوق مالی

توجه داشته باشید که در اینجا با بخشیدن مهریه تمامی حقوق زوجه ساقط نمی گردد و تنها بخشیدن مهریه نیست ،زوجه علاوه بر بخشیدن مهریه اگر قصد متارکه از زوج را دارد باید به صلاحدید دفترخونه علاوه بر سند بخشیدن مهریه اسنادی برای ساقط شدن سایر حقوقی مالی از جمله نفقه،اجرت المثل،حق تنصیف دارایی و… توسط دفترخونه تنظیم شود.